محرّم، محرم دل
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 18:58
باز خوبه که ماه محرم هست راحت میتونی های های بزنی زیر گریه ناله کنی توی جمع، پیش آشنا و غریبه من که دل پوسیده ام تو این چند روز یه صفایی به خودش داده السلام علیک یا ثارالله
مرگ مرد
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:49
همیشه که مرده ها رو کفن نمی کنن بعضی هاشون پیرهن و کنونی تنشونه همیشه که مرده ها بوی کافور نمی دن بعضی هاشون بوی سیگار میده نفسشون همیشه که مرده ها پنبه تو دهن و دماغشون نيست بعضی هاشون هندزفری می ذارن تو گوشهاشون همیشه که پشت سر مرده ها گریه نمی کنن گاهی خود مرده ها آروم آروم می ریزه اشکاشون همیشه ...
خستگی
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:49
خسته ام ! از این که تظاهر کنم که حالم خوب است... از این که تظاهر کنم تو را نمی خواهم... از این که وقتی تو را می بینم خود را به بی تفاوتی بزنم... از این که یواشکی تو را در ذهنم نگه دارم... و تمام این تلاش ها همه حاصل نخواستن توست... که اگر مرا می خواستی می فهماندی... به دل تنهای من... که من حواسم پرت...
لرزه
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:48
چند روز از حذف کردن اکانت تلگرامم بیشتر نگذشته بود که تصادفی یه جایی عکس جدیدش رو دیدم. یهو یه احساسی کل وجودم رو گرفت. یه جریانی یا لرزشی یا همچین چیزی تو پاهام به وجود آمد. زود نگاهم رو از عکسش برگردوندم ولی دیگه کار از کار گذشته بود. عکسش مثل همیشه تمام حواسم رو به هم ریخت. فهمیدم که نبودنش و ندی...
پارادوکس
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 20:48
دنیای عجیبیه! چیزی که که همیشه دعای خیر مادرم بود، الان دچارش شدم. کاسه چه کنم چه کنم تو دستامه. یک وارونگی دردآور.
توهم
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:15
دوست دارم که خودم را برای تو لوس کنم دوست دارم چند روزی با تو قهر باشم دوست دارم تا بپرسی که چرا خبری از تو نیست دوست دارم که تو را نگران خود ببینم نه اینکه لذت می برم از نگرانی ات، نه!!! لذت می برم از اینکه فکر می کنم به یاد من هستی اما چه کنم که توهمی بیش نیست نه تو مرا در یاد داری و نه من میتوانم...
بازی
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:14
وقتی که دست ردشو میزنه تخت سینه ات . باید به دلت بگی : . سُک سُک . دیگه بازی تمومه! .
پیله
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:14
با اونایی که از تنهایی می نویسن کاری نداشته باشین . اینها مثل کرم ابریشم یه پیله دور خودشون تنیدن . نباید به پیله شون پیله کنین . و گرنه میمیرن و خشک میشن ...
؟
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:14
چرا خدا ما رو زمانی سر راه همدیگه قرار میده . که یه طرف مجبور باشه همیشه درد بکشه ... .. چرا ؟؟؟
سوال
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:13
بیچاره مادرم . . می گوید: اگر دوستت ندارد ، چرا پیغام می فرستد ؟ چرا با تو حرف می زند ؟ چرا ؟ می گویم: چه بگویم! شاید من لیاقت داشتن او را ندارم ! . . بیچاره مادرم، دلش به مانند دل من بی تاب است! شاید برای تو و شاید برای من !
گفتگوی خیالی
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:13
دیالوگهای خیالی دارم در ذهن پریشانم، گاهی با تو می گویم و می خندم، گاهی از دستت عصبانی می شوم و بعد از عذر خواهی می کنم . ببین که چقدر احتمالات این احساس زیاد است اما نمی توانم عاقلانه رفتار کنم چون تو را دوست دارم. دوست داشتنی که سرانجامش را نمی دانم. اما حتم دارم که مرا خواهد سوزاند و مرا در گرداب...
عادت
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:13
زودرنج و عصبی شده ام . . . باید کم کم به نداشتنش عادت کنم
داریخیرام
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 5:12
بیلیرسن سنسیز نئجه داریخیرام ? نئچه واختی سنی گؤرمور گؤزلریم,بیلیرسن سنسیز نئجه داریخیرام?سن یوخسان معناسیز اولوب سؤزلریم,حسرتیندن آلوولانیب یانمیشام,بیلیرسن سنسیز نئجه داریخیرام? فیکریمده, خیالیمدا, رؤیامداسانباشقاسینین یوخ, منیم دونیامداسان.منیم واریم, دؤولتیم, حیاتیمسان.سنسیز اولویم آرتیق یاشامیر...